شرح آخرين سال‌هاي زندگي شاه در تاريخ نيامده است‌؛ حال آن‌كه دِسكُل (منشي‌) پس از وي‌ هنوز زنده بود.
تاريخ سان خوان دو لاپِنيا را (كه تاريخ عمومي درباره‌ٴ آغاز پيدايش كاتالونيا و آراگون است‌)، ظاهراً خود پره نوشته است‌. كه به لاتيني و كاستيلي هم ترجمه شده‌؛ هرچند در مورد تعيين‌ موٴلف واقعي آن مشكلات زيادي وجود دارد.
به‌علاوه‌، منظومه‌ها و رساله‌هاي متعددي (به لاتيني و كاتالونيايي‌) به پره منسوب است و او موجب ترجمه‌ٴ كتاب‌هايي از عربي به كاتالونيايي شد، به ويژه كتابي در كشاورزي كه براي شاه‌ مسلمان اشبيليه تأليف شده بود و قرآن كه در سال 1381 فرانسيسيان مايوركا برايش فرستاده‌ بودند. او نسخه‌برداران و تذهيب‌كاران را حمايت كرد و كتاب‌خانه‌ٴ معروف صومعه‌ٴ سيسترسيني‌ پُبلِت را بنا نهاد (در نزديكي اسپلو گادِل فرانكولي در نيمه راه طرغونه به لريدالارده‌، كه مدفن‌ شاهان آراگون است‌).

لوپِز دو آيالا

سپاهي‌، دولت‌مرد، مورخ‌، شاعر و مترجم از لاتيني به كاستيلي (1332ـ1407).
پدرو لوپِز دو آيالا، ملقب به آشتي‌دهنده در سال 1332 در ويتوريا واقع در ايالت حلاوه‌ (آلاوا، از ايالت‌هاي باسك‌) زاده شد؛ در زمان چهارتن از شاهان كاستيل مقام‌هاي بلندي داشت‌، تا آن‌كه در سال 1398 صدراعظم كاستيل شد. او در جنگ‌ها شركت كرد، در مقام سياستمدار فعاليت داشت و از راه‌هاي فراوان ديگر به شاهان خدمت كرد، بي‌آن‌كه اولويت منافع خود را فراموش كند. باوجود استعداد و بي‌پروايي شايسته‌، گاه دچار بدبياري مي‌شد، به ويژه در نبرد جبراته (1385)1 كه اسير شد و مدت پانزده ماه در قلعه‌ٴ اويدس در قفسي آهنين زنداني بود. در سال 1407 در كالاهورا (در نزديكي لگرونيو بر اِبروي عليا) از دنيا رفت‌.
آثار او كه همه به اسپانيايي است‌. شامل تاريخ اسپانيا، رساله‌اي در بازداري‌، يك منظومه‌ٴ هجايي و ترجمه‌هاست‌، كه به نوبت بررسي خواهيم كرد.
مهم‌ترين اينها از نظر علمي‌، تاريخ چهار شاه كاستيل است كه او در خدمتشان بود، يعني‌ پدروي ستمگر، انريك دوم‌، خوان اول و انريك سوم‌، در سال‌هاي 1350 تا 1396. موٴلف تنها شاهد عيني رويدادها نبود، بلكه در آنها شركت داشت‌، يعني از باطن رويدادها آگاه بود. او را مي‌توان نخستين مورخ اسپانيايي دانست (در برابر وقايع‌نگاران‌). او به‌طور چشمگيري بي‌طرف


1. وقتي ژوان اول شاه پرتغال‌، برادر زنش خوان اول كاستيل را شكست داد و استقلال پرتغال را تأمين كرد. صومعه‌ٴ بزرگ سانتاماريا دا ويكتوريا به‌صورت‌ نوعي طاق نصرت براي پرتغاليان در گرامي‌داشت اين پيروزي در نزديكي باتالا بنا شد. درماه اكتبر 1934 از آن‌جا ديدار كردم (ايسيس‌، ش 22، ص 448).